خرید بک لینک
پنجره را باز می کنم,خرداد بی معطلی روبوسی می کند,امروز عطر شیرین شکوفه های سنجد را برایم اورده بود, از بوی شیرینش مست می شوم ومی نشینم روی اولین پله ی حیاط,می اید وکنارم می نشیند ومن فقط لبخند می زنم, مثل کودکی بازیگوش, گیسوانم را پریشان می کند, دست به پیشانی ام می زنم وموهایم را مرتب می کنم اما امروز حال دلش خیلی خوش است ,دست بردار نیست...ارام می رود سمت گل های محمدی دور حوض ودر گوششان پچ پچی می کند, بعد زنبورها می ایند وباز پچ پچ می کنند,عطر شیرین حرف هاشان مرا به عطسه های مکرر می کشاند. ساقه های سبز وترد درخت مو به هوای خرداد می رقصند وشکوفه های ریز و سبز غوره های ترش ,حلوا حلوا می شوند ومث

برچسب: نوشته, نویسنده: آوا فلاح تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:09

اشتباه می کنند

وما هنرمند، زاده می شویم.

برچسب: نویسنده: آوا فلاح تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:09

صفحه بندی